رسانههای غربی در بحرانهای اخیر بار دیگر نشان دادهاند که بازوی مستقیم دولتهای متبوع خود هستند و تولید و انتشار روایتهای مطلوب قدرتهای سیاسی را برعهده دارند. آنان با شبکههای فراگیر و پوششهای شبانهروزی، میکوشند ماجرای ایران را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که میخواهند غرب ببیند، بازسازی کنند. با اینهمه، نکته اساسی در جنگ روایتها، داشتن روایت معقول و قابلقبول است، نه صرفا روایت نخست. ممکن است رقیب روایت اول را بسازد اما آنچه صحنه را در نهایت در اختیار میگیرد، روایتی است که بتواند با جامعه ارتباط برقرار کند، مقبولیت بیابد و بر سایر روایتها سایه بیفکند.
در اغتشاشات اخیر، رسانهملی کارکرد خود را فراتر از اطلاعرسانی نشان داد. این رسانه بادقت و ابتکار، موفق شد روایت جمهوری اسلامی ایران را به شکلی معقول، مستدل و برآمده از واقعیتهای میدانی ارائه کند. برخلاف دورههای گذشته که روایت ایران در منطقه کمتر شنیده میشد، این بار شاهد بودیم که رسانههای رسمی و اجتماعی در کشورهای همسایه، از ترکیه و عمان گرفته تا عراق و قطر، روایت ایران را بازتاب دادند و حتی همراهی مردمی با آن شکل گرفت. این اتفاق نشان داد صدای ایران در منطقه زنده است و توانسته در میان روایتهای غالب جهانی، جای خود را بیابد.
روایت ایران در این دوره بر تمایز میان سهلایه استوار بود: اعتراضات درونزا و طبیعی شهروندان، کنشهای خشمگینانه ناشی از فشار اقتصادی، و تلاش گروههای سازمانیافته با منشأ بیرونی که با رویکرد خشن و هدف کودتاگونه وارد صحنه شدند. رسانهملی با تفکیک این سه سطح، توانست تصویری دقیق و قابلفهم از ماجرا ارائه کند؛ تصویری که نه نافی حق اعتراض بود و نه چشمپوشی از نقش مخرب تروریسم رسانهای بینالمللی.
آنچه این بار اهمیت دارد، نهفقط تولید روایت، بلکه ارائه مؤثر روایت است. در بسیاری موارد، روایت وجود دارد اما به گوش مخاطب نمیرسد؛ در نتیجه میدان معنا خالی میماند و رقیب آن را پر میکند. صداوسیما در این تجربه توانست روایت را بهموقع، منسجم و بر پایه واقعیت عرضه کند؛ روایتی که هم در داخل مقبول افتاد و هم در سطح منطقهای به زبان مشترک تبدیل شد. جنگ رسانهای امروز، ادامه جنگهای میدانی نیست، بلکه خود میدان اصلی نبرد است؛ نبردی برای تسلط بر ذهنها، احساسات و تفسیرها. هر قدرتی که روایت نداشته باشد، پیشاپیش شکستخورده است. رسانهملی نشان داد که میتواند از موقعیت تدافعی خارج شود و به راوی فعال و پیشنهاددهنده معنا بدل گردد. باید پذیرفت که در شرایط پیچیده و پرشتاب جهان رسانه، پیروزی در این میدان نه در حذف روایت دیگران، بلکه در استقرار روایت معقول خویش معنا مییابد. امروز صداوسیما توانسته این روایت را بسازد و حفظ کند؛ روایتی زنده، گویا و مبتنی بر واقعیت که از دل جامعه برخاسته و به باور عمومی تبدیل شده است. روایتی که نهفقط دیده میشود، بلکه نقل میشود.